محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )
495
مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )
من از اين پيش به تو فرمان داده بودم كه به هركس كه بر مىخورى ، پيش از پيكار او را به اسلام فرا خوانى . هركس كه پيش از پيكار اسلام پذيرد ، در شمار مسلمانان و در سود و زيان ، با ايشان برابر خواهد بود و در اسلام نيز سهمى خواهد داشت . كسى كه پس از ستيز با مسلمانان و از پاى در آمدن ، به اسلام روى آورد ، وى نيز مسلمان است ، اما داراييش از آن مسلمانان خواهد بود . زيرا ايشان دارايى وى را پيش از گرويدن او به اسلام ، به دست آورده بودهاند . اين ، فرمان و سفارش من به تو است كه [ از هيچ مسلمان و صاحب پيمانى - در صورتى كه مسلمان ، زكات خود و پيمان دار ، گزيت خود را بپردازند - يك دهم ( عشريّه ) نستانى . پرداخت يك دهم ، تنها بر عهدهء اهل كارزار با اسلام است كه بخواهند در سرزمين ما بازرگانى كنند ] . ( 1 ) 325 / 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 مكاتبهء عمر با عثمان بن حنيف ، دربارهء مسّاحى سرزمين عراق الأموال ، ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 25 / ب . عمر به عثمان بن حنيف نوشت كه : تلّ ، بيشه ، شورهزار ناآباد ، باتلاق و جايى را كه آب به آنجا نمىرسد ، مسّاحى مكن . ( راوى ) گويد : ذراع عمر در پيمودن مساحت ، يك ارش و يك قبضه ( 1 ) بود . پس عثمان به عمر نوشت : من ، همهء زمينهايى را كه آب فرا مىگيرد - چه آباد و چه ناآباد - سى و شش هزار هزار ( سى و شش ميليون ) جريب يافتم . عمر به وى نوشت : بر هر جريب زمينى كه آب به آن مىرسد - خواه آباد و خواه ناآباد باشد و خواه ، دارندهء زمين ، آن را بكارد يا نكارد - يك درهم و يك قفيز ، خراج ببند . بر هر جريب از تاكستانها ، ده درهم و بر نخلستانها ، پنج درهم خراج معلوم كن . نيز عمر گفت : اين كار در آباد ساختن كشورشان ، به آنان كمك خواهد كرد . و بايد توانگران ايشان ، چهل و هشت درهم و مردم پايينتر از ايشان ، بيست و چهار درهم و تهيدستان ، دوازده درهم بپردازند . . . عمر بن خطّاب ، با خراجى كه بر ايشان بست ، آنان را از بردگى رهانيد و بر آن زمين اجارهدارشان ساخت . در نخستين سال ، هشتاد هزار هزار ( هشتاد ميليون ) درهم از سواد كوفه ، خراج ستاندند و در سال ديگر ، يكصد و بيست هزار هزار ( صد و بيست ميليون ) درهم ، خراج بردند .